على محمدى خراسانى
80
شرح رسائل (فارسى)
دو امرى كه اگر اين امر بود الآن حتما مرتفع شده و اگر آن ديگرى بود الآن حتما باقى است . مثلا در ظهر روز جمعه قطعا اشتغال ذمه به يك نمازى پيش از نماز عصر حاصل شده و بدنبال آن مكلّف نماز ظهرى هم مثلا خواند سپس شك مىكند كه آيا اين عمل وجود آن اشتغال ذمّه به صلاة را برمىدارد يا خير چون نمىداند كه مستصحب يعنى اشتغال ذمه به چيست ؟ اگر اشتغال ذمه به ظهر بوده قطعا اين موجود رافع آنست و اگر به جمعه بوده حتما رافعيت ندارد و اشتغال ذمه همچنان باقى است ولى مردّد است در بقاء اشتغال ذمه بخاطر ترديد در رافعيت موجود . 3 - و گاهى شك در رافعيت موجود از جهل به صفت اين موجود سرچشمه مىگيرد يعنى چيزى موجود شده ولى نمىدانيم كه آيا اين امر معنون به عنوان رافعيت و متصف به اين صفت هست يا خير در نتيجه شك مىكنيم كه آيا آن مستصحب ما مرتفع شد يا خير فى المثل طهارت باطنيه حاصل شده و قابل بقاء هم هست ولى بدنبال آن يكى از رطوبتهاى ثلاث از ودى يا وذى يا مذى [ ودى رطوبتى است كه گاهى پس از خروج بول مشاهده مىشود و وذى رطوبتى است كه گاهى پس از خروج منى مشاهده مىشود و مذى رطوبتى است كه گاهى پس از ملاعبه خارج مىشود ] مشاهده شده ولى نمىدانيم آيا اين موجود خارجى شرعا رافع و مبطل وضو هست يا خير ؟ 4 - و گاهى شك در رافعيت موجود از حيث اشتباه در مصداق است يعنى چيزى در خارج موجود شده ولى نمىدانيم آيا اين موجود مصداق عنوان كلّى رافع هست يا نه ولى معنا و مفهوم رافع براى ما كاملا مبين و معلوم است فى المثل مىدانيم كه بول رافع طهارت باطنيه است و مذى رافع نيست [ بر خلاف فرض قبلى ] ولى الآن رطوبتى مشاهد شده كه نمىدانيم آيا بول است يا مذى مثلا در نتيجه نمىدانيم آيا آن طهارت باطنيه باقى است يا خير ؟